۱۲ اسفند ۱۳۹۶

خاطره‌ای از مرداد ۶۹

در عاشورای سال ۱۳۶۹، که مصادف با روز پنج شنبه و ۱۱ مرداد بود، به تازگی اول دبستان را تمام کرده بودم و هنوز ۷ سالم نیز، تمام نشده بود. پدرم تصادف سختی را در اردیبهشت ۶۹ داشت و به تازگی از بیمارستان مرخص شده بود و می‌توانست راه برود. طبق رسم هر ساله، ما روز عاشورا را در تبریز نمی‌ماندیم و به زادگاهم، شهر هریس می‌رفتیم. سال ۶۹ هم، همین طور بود. مادرم سال‌ها پیش، به خاطر بهبودی من از یک بیماری سخت، نذری داشت که بخشی از آن، این بود که من ۷ سال تمام، روز عاشورا در کنار دسته عزاداران محل بگردم و لباس سفید بپوشم.

۱۹ بهمن ۱۳۹۶

ارزش یک کسب و کار خوب

خانم «وندی وودز» (Wendy Woods)، که یکی از مدیران ارشد گروه مشاوره بوستون (BCG) است، سخنرانی‌اش در یک رویداد TED را با این جملات شروع می‌کند: «چند سال پیش، تمامی کشورهای توسعه یافته جهان، آن‌هایی که ثروتمندتر هستند، و همه موسسات خیریه دنیا، روی هم رفته مبلغ ۲۰۰ میلیارد دلار را به کشورهای در حال توسعه دنیا اعطا کردند؛ به کشورهایی که با سنگین‌ترین مشکلات دنیا روبرو هستند: فقر، گرسنگی، تغییر شرایط اقلیمی و بی‌عدالتی. دقیقا در همان سال، کسب و کارها مبلغ ۳٫۷ تریلیون دلار را در همان کشورها سرمایه‌گذاری کردند.» نسخه کامل سخنرانی، از طریق این لینک [+] در دسترس است و پیشنهاد می‌کنم که آن را ببینید و بشنوید.

۱۴ بهمن ۱۳۹۶

چطور کارها را انجام دهیم؟

در پشت برخی لطیفه‌ها، مطالب جالبی هستند که اغلب خنده حاصل از شنیدن آن‌ها، امکان دیده شدن این نکات را از بین می‌برد. امروز می‌خواهم یکی از لطیفه‌هایی را که اغلب شنیده‌ایم، بازگو کنم و سپس توضیح دهم که چطور در زندگی شخصی‌ام و البته در فرادرس و کاپریلا، این موضوع به عنوان یک اصل رفتاری در نظر گرفته شده است. لطیفه از این قرار است:

جمعی از مردان در کافه‌ای نشسته بودند و یک مسابقه و شرط بندی در حال برگزاری بود. از مردی پرسیدند: آیا تو می‌توانی ۵ عدد بربری را بخوری؟ مرد گفت: بگذارید بروم بیرون و برگردم. آن مرد پس از بازگشت، ۵ بربری خواست و همه را خورد؛ طبعا جایزه آن مرحله را هم گرفت. در مراحل بعدی، این موضوع برای ۱۰، ۱۵ و ۲۰ بربری هم تکرار شد، و آن مرد، همه جایزه‌ها را برد. از او پرسیدند: جایزه‌ها را بردی؛ نوش جانت. اما حکمت این بیرون رفتن‌ها چه بود؟ مرد در پاسخ گفت: زمانی که شما از من می‌پرسیدید که آیا می‌توانم ۱۰ بربری بخورم یا نه، بیرون می‌رفتم، ۱۰ بربری می‌خریدم، می‌خوردم و زمانی که اطمینان حاصل می‌کردم، برمی‌گشتم و می‌گفتم که می‌توانم.

۱۲ بهمن ۱۳۹۶

آموزش و دانش، برای همه

در خرداد ۱۳۹۵، مطلبی در خصوص آموزش ناشنوایان در این لینک [+] نوشتم و در خصوص لزوم پرداختن به آموزش ناشنوایان، مواردی را بیان کردم. در همان نوشته آمده است: «طبق آمار رسمی، در ایران از هر دو هزار نوزاد، تقریبا ۵ مورد مبتلا به اختلالات شنوایی هستند و از این رو، اختلالات شنوایی، یکی از شایع‌ترین نقایص بدو تولد است. با این آمار، روزانه در ایران، حدود ۱۵ کودک ناشنوا یا کم‌شنوا متولد می‌شوند». آمار موجود از سال ۱۳۹۳، نشان می‌دهد که دست کم ۵۲۰ هزار ناشنوا و کم‌شنوا در ایران زندگی می‌کنند و سالانه حدود ۱۴۰۰ ناشنوای عمیق در کشور متولد می‌شوند. اما با کمی دقیق شدن در شرایط آموزشی این جمعیت، که یکی از شایع‌ترین معلولیت‌های حسی را در ایران دارند، متوجه می‌شویم که متأسفانه وضعیت آموزشی این عزیزان، به هیچ وجه مناسب نیست.

۱۰ بهمن ۱۳۹۶

مهم‌ترین دانش ما چیست؟

آیا تا کنون به این فکر کرده‌اید که مهم‌ترین دانش، تخصص و مهارت ما چیست؟ چیزی که مادر و پدید آورنده بخش مهمی از علم بشری است. آیا مانند «دو» که مادر ورزش‌ها شناخته می‌شود، دانشی وجود دارد که علوم مختلف، از آن منشعب شده باشند؟ باید بگویم چنین دانشی وجود دارد و در این نوشته، به این موضوع خواهم پرداخت.

۷ بهمن ۱۳۹۶

چرا نباید در هر جشنواره‌ای شرکت کرد؟

یکی از مزایای مسابقات، جشنواره‌ها و همایش‌ها، ایجاد فضای رقابت سالم و حرفه‌ای است و در صورتی که افراد یا گروه‌هایی، بتوانند رتبه‌ای را کسب کنند، قطعا باعث افتخار و زمینه‌ساز رشد بیشتر آن‌ها خواهد بود. و البته، ارزش ذاتی چنین رتبه یا جایزه‌ای، به منصفانه و سالم بودن فضای رقابت و داوری در رویداد مورد نظر است. این موضوع در همه انواع رویدادهای علمی، فرهنگی، ورزشی و هنری دارای اهمیت ویژه است و اقبال آینده نسبت به هر رویداد، در ارتباط و نسبت مستقیم با سلامت و حرفه‌ای بودن آن در ادوار قبلی است.

۵ بهمن ۱۳۹۶

آدرس‌های غلطی که به خودمان می‌دهیم

در فیلم «ماتریکس»، زمانی که «مورفیوس» و «نئو» برای نخستین بار در یک محیط شبیه‌سازی نرم‌افزاری، مبارزه تمرینی داشتند، نهایتا نئو شکست خورد. در اینجا، گفتگوی جالبی میان این دو انجام می‌شود که در ادامه آورده‌ام.

مورفیوس: چطور شکستت دادم؟

نئو: تو … تو خیلی سریع هستی.

مورفیوس: آیا معتقدی که قوی یا سریع بودن من، ربطی به ماهیچه‌های من، در این محل دارد؟ [با سر به اطراف اشاره می‌کند.] فکر می‌کنی چیزی که تنفس می‌کنی، واقعا هواست؟

۳ بهمن ۱۳۹۶

امنیت پنهانی

یکی از آسیب‌هایی که در متن جامعه و در بستر فضای مجازی می‌توان مشاهده کرد، فحاشی و استفاده از کلمات نامناسب است. به طور خاص در شبکه‌های اجتماعی، این موضوع به اشکال مختلف خودش را نشان می‌دهد؛ گاه در زیر پست یک شخصیت وطنی و یا در صفحه یک چهره بین المللی. از طرفی مشکلات عدیده‌ای در فرهنگ رانندگی ایران دیده می‌شوند و به زعم من، بخشی از دلایل بروز این موارد، با دلایل فحاشی گسترده در فضای مجازی، مشترک است.

۸ آبان ۱۳۹۶

صعود به ارتفاع بدبختی

چند روز پیش، تصویر این نوشته را، به همراه یک متن کوتاه، در تلگرام دریافت کردم. در ابتدا باورم نشد که این عکس، مربوط به اقدام دسته جمعی والدین و وابستگان دانش‌آموزان، برای رساندن تقلب در حین برگزاری امتحان باشد. فکر کردم شاید، این هم از جمله مطالب ساختگی و بدون مرجع باشد، که چند صباحی دست به دست خواهد شد.

۶ آبان ۱۳۹۶

هیچ وقت برای شروع دیر نیست

صاحب این عکس، آقای «پاول تسنر» (Paul Tasner) است. او مدیر عامل و یکی از موسسین شرکت PulpWorks است. کار این شرکت، تولید جایگزینی بازیافت شدنی برای کیسه‌های پلاستیکی، با استفاده از زباله‌های کاغذی و گیاهی است. آقای تسنر در حال حاضر در حدود ۷۰ سال دارد و نکته جالب در مورد شرکت پالپ‌ورکز، این است که او این شرکت را در ۶۶ سالگی تاسیس کرده است.