۱۰ بهمن ۱۳۹۶

مهم‌ترین دانش ما چیست؟

آیا تا کنون به این فکر کرده‌اید که مهم‌ترین دانش، تخصص و مهارت ما چیست؟ چیزی که مادر و پدید آورنده بخش مهمی از علم بشری است. آیا مانند «دو» که مادر ورزش‌ها شناخته می‌شود، دانشی وجود دارد که علوم مختلف، از آن منشعب شده باشند؟ باید بگویم چنین دانشی وجود دارد و در این نوشته، به این موضوع خواهم پرداخت.

۷ بهمن ۱۳۹۶

چرا نباید در هر جشنواره‌ای شرکت کرد؟

یکی از مزایای مسابقات، جشنواره‌ها و همایش‌ها، ایجاد فضای رقابت سالم و حرفه‌ای است و در صورتی که افراد یا گروه‌هایی، بتوانند رتبه‌ای را کسب کنند، قطعا باعث افتخار و زمینه‌ساز رشد بیشتر آن‌ها خواهد بود. و البته، ارزش ذاتی چنین رتبه یا جایزه‌ای، به منصفانه و سالم بودن فضای رقابت و داوری در رویداد مورد نظر است. این موضوع در همه انواع رویدادهای علمی، فرهنگی، ورزشی و هنری دارای اهمیت ویژه است و اقبال آینده نسبت به هر رویداد، در ارتباط و نسبت مستقیم با سلامت و حرفه‌ای بودن آن در ادوار قبلی است.

۵ بهمن ۱۳۹۶

آدرس‌های غلطی که به خودمان می‌دهیم

در فیلم «ماتریکس»، زمانی که «مورفیوس» و «نئو» برای نخستین بار در یک محیط شبیه‌سازی نرم‌افزاری، مبارزه تمرینی داشتند، نهایتا نئو شکست خورد. در اینجا، گفتگوی جالبی میان این دو انجام می‌شود که در ادامه آورده‌ام.

مورفیوس: چطور شکستت دادم؟

نئو: تو … تو خیلی سریع هستی.

مورفیوس: آیا معتقدی که قوی یا سریع بودن من، ربطی به ماهیچه‌های من، در این محل دارد؟ [با سر به اطراف اشاره می‌کند.] فکر می‌کنی چیزی که تنفس می‌کنی، واقعا هواست؟

۳ بهمن ۱۳۹۶

امنیت پنهانی

یکی از آسیب‌هایی که در متن جامعه و در بستر فضای مجازی می‌توان مشاهده کرد، فحاشی و استفاده از کلمات نامناسب است. به طور خاص در شبکه‌های اجتماعی، این موضوع به اشکال مختلف خودش را نشان می‌دهد؛ گاه در زیر پست یک شخصیت وطنی و یا در صفحه یک چهره بین المللی. از طرفی مشکلات عدیده‌ای در فرهنگ رانندگی ایران دیده می‌شوند و به زعم من، بخشی از دلایل بروز این موارد، با دلایل فحاشی گسترده در فضای مجازی، مشترک است.

۸ آبان ۱۳۹۶

صعود به ارتفاع بدبختی

چند روز پیش، تصویر این نوشته را، به همراه یک متن کوتاه، در تلگرام دریافت کردم. در ابتدا باورم نشد که این عکس، مربوط به اقدام دسته جمعی والدین و وابستگان دانش‌آموزان، برای رساندن تقلب در حین برگزاری امتحان باشد. فکر کردم شاید، این هم از جمله مطالب ساختگی و بدون مرجع باشد، که چند صباحی دست به دست خواهد شد.

۶ آبان ۱۳۹۶

هیچ وقت برای شروع دیر نیست

صاحب این عکس، آقای «پاول تسنر» (Paul Tasner) است. او مدیر عامل و یکی از موسسین شرکت PulpWorks است. کار این شرکت، تولید جایگزینی بازیافت شدنی برای کیسه‌های پلاستیکی، با استفاده از زباله‌های کاغذی و گیاهی است. آقای تسنر در حال حاضر در حدود ۷۰ سال دارد و نکته جالب در مورد شرکت پالپ‌ورکز، این است که او این شرکت را در ۶۶ سالگی تاسیس کرده است.

۲۹ مهر ۱۳۹۶

آرزو یا حسرت

اغلب، مسیر محل کار تا خانه را پیاده طی می‌کنم و از میدان هفت تیر رد می‌شوم. چند هفته‌ای است که تبلیغی از سامسونگ را در میدان هفت تیر می‌بینم که در ادامه کمپین‌های بین‌المللی این شرکت است. مضمون کلی طرح‌های این کمپین، تحقق رویاها و افزایش خلاقیت است. اما یکی از طرح‌های این کمپین تبلیغی، یک اشکال بزرگ دارد و ریشه آن، در اشتباه گرفتن مفهوم آرزو و حسرت است.

مجموعه نکات و تجارب مرتبط با برنامه‌نویسی

از اواخر سال ۱۳۷۹ (و به طور غیر رسمی از تابستان ۱۳۷۸)، در مقاطع مختلف، مشغول به تدریس برنامه‌نویسی بوده‌ام. تا به حال (۲۵ مهر ۱۳۹۶)، فقط در بستر فرادرس، بیش از ۱۵ هزار دانشجو، در حوزه برنامه‌نویسی داشته‌ام. حاصل سال‌ها فعالیت آموزشی و کاری در حوزه برنامه‌نویسی، تجاربی هستند که بخشی از آن‌ها در قالب یک سری پادکست، در ادامه با شما به اشتراک گذاشته شده‌اند. پس از به راه افتادن «کانال پرسش و پاسخ» در تلگرام، فرصتی پیش آمد تا با دغدغه‌های بیشتری که برای دانشجویان و جوان‌ترها مطرح است، آشنا شوم. در این پست، پادکست‌هایی را که در کانال پرسش و پاسخ به اشتراک گذاشته‌ام و مربوط به حوزه برنامه‌نویسی هستند، جمع‌بندی کرده‌ام.

۲۴ مهر ۱۳۹۶

ضعفا را دریابیم

تصویر این نوشته، عکسی است که «کامیار عدل»، چند سال پیش و در میدان تجریش تهران ثبت کرده است. پیرزنی رنجور و بیمار، که برای تردد از ویلچر استفاده می‌کند و انتقال او از کف خیابان به پیاده‌رو، واقعا کاری سخت است. متأسفانه، این منظره بدیعی نیست؛ همه ما، هر روز مشابه این منظره را می‌بینیم و بارها آن را تجربه کرده‌ایم. کافی است یک بار، یک چمدان مسافرتی، ویلچر یا کالسکه بچه را به همراه خود داشته باشید، تا ببینید وضعیت راه‌ها و پیاده‌روهای ما چقدر نامناسب است.

۲۰ مهر ۱۳۹۶

در نقد «به من چه» ایسم …

برای همه ما پیش آمده است و حتما در صحبت‌هایی شرکت کرده‌ایم که محوریت آن، مقایسه ایران و کشورهای دیگر بوده است. اغلب با بیان نکاتی از سایر کشورها، به ویژه از طرف افراد خارج رفته، موضوع عقب ماندگی و عدم پیشرفت ما، نتیجه مشترک این مباحث است. شخصا معتقدم که کاستی‌ها و عقب ماندگی‌های زیادی را در کشور داریم و از این بابت، واقعا متأسفم. هیچ کدام از ما ایرانیان، از این که مشکلی در کشورمان باشد، خوشحال نمی‌شویم. اما چیزی که بیش از همه باعث آزردگی است، بی اعتنایی افراد به سهم خودشان در بروز این وضعیت و عدم تلاش برای بهبود شرایط است.