۱۲ تیر ۱۳۹۸

چه کنم؟

چه کنم؟
از فراقت همه ایّام ننالم، چه کنم؟ من که فارغ ز همه قیلم و قالم، چه کنم؟
‏سال‌ها رفت و غمت خاطرِ من زخمی کرد تو بگو، با نَمَکت، روی خیالم چه کنم؟
نکند روز وصالی نرسد در تقویم بی تو من ثانیه و روزم و سالَم چه کنم؟
منِ بیچاره فقط، دار و ندارم غم توست غیر از این، با همه ثروت عالم چه کنم؟
آن چنان غرق تمنّای تو بودم جانم ماضی‌ام سوخت و درمانده حالم، چه کنم؟
آسمان، بار امانت به منِ مسکین داد مانده‌ام با بدی قرعه و فالم چه کنم؟
من در این گوشه عُزلت، تو در آن بُرج رفیع وقت پرواز که شد، بی پر و بالم چه کنم؟
گشت ارشاد و حجابی که میان من و توست منِ گمراه که محروم ز شالم، چه کنم؟
هر کسی را هدفی هست و مرادی و غمی من که دل‌بسته آن صورت و خالم، چه کنم؟
فکر دنیا و غم آخرتم نیست که نیست این چنین باخته با وِزر و وَبالم چه کنم؟
قرن‌ها بگذرد و خاک شود این تن من شک نکن، باز پُر از شورم و حالم، چه کنم؟
نام من گر چه کلامی است، سخن‌دانم من لیک در محضر تو، گنگم و لالم، چه کنم؟
 

سید مصطفی کلامی هریس

                 تابستان ۱۳۹۸

نسخه صوتی شعر «چه کنم» با صدای خودم


در صورت تمایل، برای دانلود نسخه صوتی شعر «چه کنم»، می‌توانید از این لینک استفاده کنید.

اشتراک‌گذاری این مطلب:
  • facebook
  • twitter
  • gplus

با من در شبکه‌های اجتماعی همراه باشید:

دیدگاه‌ها

  1. kian
    ۱ مرداد ۱۳۹۸

    قصیده یا غزل ، دقیقا نمیدانم کدام را سروده اید،
    شیوایی کلام و احساس نابتان قابل ستایش است. هز بردم.

دیدگاه خود را بیان کنید

دیدگاه‌ها