۵ دی ۱۳۹۵

ماجرای یک بلیط هواپیما

ماجرای یک بلیط هواپیما

چند سال پیش در یکی از مسافرت‌های کاری که داشتم، یک اتفاق جالب برایم افتاد. یک روز دوشنبه قرار بود صبح به بندر عباس مسافرت کنم و شب در تهران باشم. حدود ساعت ۵ صبح در فرودگاه مهرآباد بودم و سوار هواپیما شدم. تاخیر زیادی در کار نبود و تقریبا طبق برنامه، به بندر عباس رسیدم. کارهایم را در آنجا تمام کردم و عصر به فرودگاه بندر عباس رفتم.

زمانی که بلیط را به مسئول پذیرش پرواز برگشت دادم، بعد از چند دقیقه بررسی، به من گفت که بلیط من مشکلی دارد. در کمال تعجب، بلیط مربوط به روز قبل بود! من با بلیطی که مربوط به روز یک‌شنبه بود، روز دوشنبه به بندر عباس سفر کرده بودم. موضوع را به مسئول پذیرش گفتم؛ او تلویحا مرا متهم کرد که از روز گذشته در بندر عباس بوده‌ام و چون کارم تمام نشده است، مانده‌ام و الان می‌خواهم با این ترفند، بلیط سوخته را، مورد استفاده قرار دهم. به هر حال، صحبت‌های من موثر واقع نشد و مجبور شدم آن شب را در بندر عباس بمانم.

اولین نکته این است که آژانس مسافرتی بلیط را برای تاریخ درست صادر نکرده است و هیچ کدام از مکانیزم‌های کنترلی فرودگاه مهرآباد نیز، نتوانستند این موضوع را متوجه شوند. حتی در فرودگاه بندر عباس نیز، مسئول پذیرش با کمی تأخیر متوجه نا همخوانی تاریخ شد. اما جالب‌تر از همه این‌ها، مکالماتی بودند که در صبح همان روز، در فرودگاه شاهد آن‌ها بودم.

مسافران زیادی بودند که بلیط نداشتند و مایل بودند در صورت وجود ظرفیت، با همان پرواز به بندر عباس بروند. مسئولین پذیرش هم اصرار داشتند که حتی برای یک نفر هم جا نیست. من که اساسا قرار نبود سوار آن هواپیما شوم، توانستم در آن پرواز باشم. دو صندلی کنار من و تعداد دیگری از صندلی‌ها نیز، تا پایان پرواز خالی ماندند. شاید خالی ماندن این صندلی‌ها با وجود آن همه متقاضی، حکمتی داشته است که من هنوز هم از آن، بی اطلاع هستم.

اشتراک‌گذاری این مطلب:
  • facebook
  • twitter
  • gplus

با من در شبکه‌های اجتماعی همراه باشید:

دیدگاه خود را بیان کنید

دیدگاه‌ها