۲۰ مهر ۱۳۹۶

در نقد «به من چه» ایسم …

برای همه ما پیش آمده است و حتما در صحبت‌هایی شرکت کرده‌ایم که محوریت آن، مقایسه ایران و کشورهای دیگر بوده است. اغلب با بیان نکاتی از سایر کشورها، به ویژه از طرف افراد خارج رفته، موضوع عقب ماندگی و عدم پیشرفت ما، نتیجه مشترک این مباحث است. شخصا معتقدم که کاستی‌ها و عقب ماندگی‌های زیادی را در کشور داریم و از این بابت، واقعا متأسفم. هیچ کدام از ما ایرانیان، از این که مشکلی در کشورمان باشد، خوشحال نمی‌شویم. اما چیزی که بیش از همه باعث آزردگی است، بی اعتنایی افراد به سهم خودشان در بروز این وضعیت و عدم تلاش برای بهبود شرایط است.

۲۰ مرداد ۱۳۹۶

دروغ‌های کوچک

چند روز پیش، استاد عزیزم، جناب آقای دکتر خالوزاده، مطلبی را با من به اشتراک گذاشتند، که مربوط به یک مطالعه میدانی و سنجش میزان صداقت جامعه مورد مطالعه بود. این آزمایش، که توسط پرفسور دَن آریلی (Dan Ariely) و همکارانش از سال ۲۰۰۲ شروع شده است، بخش از یک پروژه بزرگ‌تر به نام «پروژه (بی)صداقتی» است که با همکاری او و خانم یائل ملامید (Yael Melamede) به پیش می‌رود.

۱۷ تیر ۱۳۹۶

پردازنده باشیم

چند ماه قبل، به همراه دکتر آتشپز، زمانی که ایشان سفر کوتاهی به ایران داشتند، برای رفتن به یک جلسه کاری، از یکی از تاکسی‌های اینترنتی، یک ماشین خواستیم. ما تا نشستیم در ماشین، راننده از ما سئوال کرد: «از کدام مسیر برویم؟». با توجه به این که ما هیچ کدام، آشنایی زیادی با مسیر نداشتیم، واقعا پاسخ دادن به این سئوال سخت شد. به هر حال، با اصرار چند باره و عجیبی که راننده برای دریافت پیشنهاد از ما داشت، واقعا تمرکزمان به هم ریخت. اصلا قرار بود ما در مورد موضوعات مهمی با هم صحبت کنیم؛ اما این راننده، کاری را که خودش باید انجام می‌داد، به عنوان بار فکری، به ما تحمیل می‌کرد. واقعا بخش مهمی از رانندگی، همین است که از کدام مسیر برویم و چطور برویم؛ اگر می‌دانستیم قرار است این سئوالات به ما تحمیل شود، شاید با وسیله شخصی می‌رفتیم.

۲۸ خرداد ۱۳۹۶

آموزش، نیازی اساسی و بی بدیل

پیش از این، درباره تاثیر و جایگاه آموزش در ایجاد توسعه پایدار، مقاله‌ای [+] نوشته بودم. آموزش، اساسی‌ترین تفاوت را میان ما و سایر جانداران ایجاد کرده است. علی رغم این که حیوانات نیز فرایند آموزش را دارند، اما مهم‌ترین بخش از دانش آن‌ها، به صورت غریزی و از طریق حافظه شیمیایی که در رشته ژنی آن‌ها تعبیه شده است، منتقل می‌شود. اما انسان، صرفا وابسته به عملکرد طبیعت نبوده است و مسیری به مراتب سریع‌تر را با اختراع زبان و خط، برای انتقال دانش ایجاد کرده است. این کلید موفقیت ما در سیاره زمین است. همین الگوی موفقیت برای رقابت میان جوامع و کشورهای مختلف نیز تکرار شده است. جامعه‌ای که دانش را به خوبی دریافت و ذخیره کرده، و به طرز مناسبی با آموزش آن را منتقل نموده است، اغلب برنده رقابت‌های مهم بوده است.

۲۳ خرداد ۱۳۹۶

چرا ما نتوانسته‌ایم؟

تصویر این نوشته، مربوط به پرده عمودی نصب شده در یکی از دفترهای کاری است، که فرادرس در آن‌ها فعالیت می‌کند. این دفتر را، سال ۱۳۹۱ اجاره کردیم و همان موقع، به یک نصاب پرده گفتیم، که بیاید و یک پرده حائل را، نصب نماید. من بیرون از دفتر بودم و وقتی که عصر به دفتر برگشتم و نتیجه را دیدم، واقعا متعجب شدم. پس از چندین بار بدقولی، نصاب محترم آمده بود، و این نتیجه کارش بود. به وضوح خط نصب پرده، عمود بر دیوار نیست و منظره ناخوشایندی را ایجاد کرده است.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

ظالمان روزمره

اغلب وقتی صحبت از صفت ظالم است، ما یاد پادشاهان خودکامه، خونخوار و سفاک می‌افتیم. اما ستمکاری و ظلمت گستری، نیازی به تخت پادشاهی ندارد. صاحب موتور سیکلتی که در تصویر این نوشته می‌بینید، الحق که ستمکار است. حتی به زعم من، ستمکارتر از پادشاهان بدنام تاریخ است. چرا که این فرد، تقریبا هر آنچه در توان داشته، به کار بسته است. اما مطمئن نیستم که مثلا، چنگیز خان مغول هم آیا واقعا همه تلاشش را کرد و همه امکاناتش را به کار بست، یا نه؟ اما آن طور که به نظر می‌رسد، این فرد، واقعا از آنچه در توانش بوده، حتی ذره‌ای کم نگذاشته است.

۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست …

صبح امروز برای خرید نان، از خانه بیرون رفتم. در حالی که پیاده به سمت نانوایی می‌رفتم، شاهد اتفاق ناخوشایندی بودم. مرد جوانی با ماشینش، در خلاف جهت مجاز، وارد کوچه‌ای شده بود، و در ماشینش را هم باز گذاشته بود؛ به نحوی که، افرادی که در مسیر صحیح می‌خواستند عبور کنند، به سختی می‌توانستند رد شوند. پیرمردی با ماشین سواری‌اش می‌خواست رد شود، و بوق ملایمی زد که این جوان، در ماشینش را ببندد و اجازه عبور بدهد. اما واکنش مرد جوان، به جای عذرخواهی و یا عمل به خواسته پیرمرد، این حرف بود که: «تریلی نیست که. رد میشه. برو. چرا بوق می‌زنی؟»؛ و چند حرف ریز و درشت دیگر، که نمی‌توانم بازگو کنم.

۹ فروردین ۱۳۹۶

غرور کاذب یک ملت

ضریب هوشی یا IQ یکی از فاکتورهایی است که برای کمّی‌سازی هوشمندی انسان تعریف شده است. به زبان آماری، آی کیو یک عدد با توزیع نرمال، با میانگین ۱۰۰ و انحراف معیار ۱۵ است. لذا حدود دو سوم افراد دارای ضریب هوشی بین ۸۵ تا ۱۱۵ هستند. از نظر تعریف نیز، این عدد عبارت است از، حاصل تقسیم سن عقلی بر سن بیولوژیکی، ضرب در صد. یعنی، یک فرد ۲۰ ساله، اگر به اندازه یک فرد ۲۰ ساله عاقل باشد، ضریب هوشی او، ۱۰۰ است؛ اما اگر سن عقلی او، ۲۲ باشد، ضریب هوشی وی، ۱۱۰ خواهد بود. البته، روند محاسبه سن عقلی، موضوعی بسیار پیچیده و تخصصی است، که نه من دانش آن را دارم و نه اینجا مجال پرداختن به آن وجود دارد.