۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست …

صبح امروز برای خرید نان، از خانه بیرون رفتم. در حالی که پیاده به سمت نانوایی می‌رفتم، شاهد اتفاق ناخوشایندی بودم. مرد جوانی با ماشینش، در خلاف جهت مجاز، وارد کوچه‌ای شده بود، و در ماشینش را هم باز گذاشته بود؛ به نحوی که، افرادی که در مسیر صحیح می‌خواستند عبور کنند، به سختی می‌توانستند رد شوند. پیرمردی با ماشین سواری‌اش می‌خواست رد شود، و بوق ملایمی زد که این جوان، در ماشینش را ببندد و اجازه عبور بدهد. اما واکنش مرد جوان، به جای عذرخواهی و یا عمل به خواسته پیرمرد، این حرف بود که: «تریلی نیست که. رد میشه. برو. چرا بوق می‌زنی؟»؛ و چند حرف ریز و درشت دیگر، که نمی‌توانم بازگو کنم.

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

قانون، اخلاق و شرافت انسانی

چند وقت پیش، فیلم پل جاسوس‌ها (Bridge of Spies)، محصول ۲۰۱۵ و ساخته استیون اسپیلبرگ را دیدم. فیلم، همان طور که انتظارش را داشتم، یک شاهکار بود؛ به خصوص بازی زیبای تام هنکس و دیالوگ‌های اثرگذاری که در فیلم استفاده شده بود، بیش از همه، جلب نظر می‌کرد. فیلم مربوط به سرگذشت واقعی جیمز بریت داناوان، یک وکیل آمریکایی است، که تلاش‌های زیادی را برای آزادی زندانیان کرده است، که یکی از معروف‌ترین آن‌ها، مبادله اسرا میان شوروی سابق و آمریکا، در دهه ۶۰ میلادی است و در فیلم مذکور، این موضوع به تصویر کشیده شده است.