۸ آبان ۱۳۹۶

صعود به ارتفاع بدبختی

چند روز پیش، تصویر این نوشته را، به همراه یک متن کوتاه، در تلگرام دریافت کردم. در ابتدا باورم نشد که این عکس، مربوط به اقدام دسته جمعی والدین و وابستگان دانش‌آموزان، برای رساندن تقلب در حین برگزاری امتحان باشد. فکر کردم شاید، این هم از جمله مطالب ساختگی و بدون مرجع باشد، که چند صباحی دست به دست خواهد شد.

۶ آبان ۱۳۹۶

هیچ وقت برای شروع دیر نیست

صاحب این عکس، آقای «پاول تسنر» (Paul Tasner) است. او مدیر عامل و یکی از موسسین شرکت PulpWorks است. کار این شرکت، تولید جایگزینی بازیافت شدنی برای کیسه‌های پلاستیکی، با استفاده از زباله‌های کاغذی و گیاهی است. آقای تسنر در حال حاضر در حدود ۷۰ سال دارد و نکته جالب در مورد شرکت پالپ‌ورکز، این است که او این شرکت را در ۶۶ سالگی تاسیس کرده است.

۲۹ مهر ۱۳۹۶

آرزو یا حسرت

اغلب، مسیر محل کار تا خانه را پیاده طی می‌کنم و از میدان هفت تیر رد می‌شوم. چند هفته‌ای است که تبلیغی از سامسونگ را در میدان هفت تیر می‌بینم که در ادامه کمپین‌های بین‌المللی این شرکت است. مضمون کلی طرح‌های این کمپین، تحقق رویاها و افزایش خلاقیت است. اما یکی از طرح‌های این کمپین تبلیغی، یک اشکال بزرگ دارد و ریشه آن، در اشتباه گرفتن مفهوم آرزو و حسرت است.

۲۰ مهر ۱۳۹۶

در نقد «به من چه» ایسم …

برای همه ما پیش آمده است و حتما در صحبت‌هایی شرکت کرده‌ایم که محوریت آن، مقایسه ایران و کشورهای دیگر بوده است. اغلب با بیان نکاتی از سایر کشورها، به ویژه از طرف افراد خارج رفته، موضوع عقب ماندگی و عدم پیشرفت ما، نتیجه مشترک این مباحث است. شخصا معتقدم که کاستی‌ها و عقب ماندگی‌های زیادی را در کشور داریم و از این بابت، واقعا متأسفم. هیچ کدام از ما ایرانیان، از این که مشکلی در کشورمان باشد، خوشحال نمی‌شویم. اما چیزی که بیش از همه باعث آزردگی است، بی اعتنایی افراد به سهم خودشان در بروز این وضعیت و عدم تلاش برای بهبود شرایط است.

۱۴ مهر ۱۳۹۶

باورهای زنگ زده

اگر روزی، یک نظرسنجی عمومی برگزار شود و از افراد خواسته شود که زمانی مطلوب را در گذشته، حال یا آینده انتخاب کنند، فکر می‌کنم اغلب افراد زمانی در گذشته را انتخاب خواهند کرد. حتی شاید، زمانی را انتخاب کنند که اساسا در آن وجود نداشته‌اند. اما من شخصا، زمان حال را، به مراتب زمان مناسب‌تری می‌دانم و نسبت به آینده، مشتاق‌تر از گذشته‌ام. یکی از دلایل من برای عدم تمایل به گذشته (به ویژه گذشته‌های دور)، برخی از باورها و سنن غلط آن زمان است.

۱۹ شهریور ۱۳۹۶

بیمارستان یا هتل

چند روز پیش، حادثه‌ای برای یکی از اقوام رخ داد و شبانه ایشان را به بخش اورژانس بیمارستان فیروزگر (در نزدیکی میدان ولی عصر تهران) رساندیم. از حدود ساعت ۳ بامداد تا ۱۰ صبح در اورژانس بودیم؛ اما علاوه بر نگرانی از وضع بیمار، مشاهده وضعیت سایر بیماران و تأثر از وضعیت آن‌ها، رفتارهای توهین آمیز برخی از کادر بیمارستان، و مشکل بی‌خوابی، موضوع دیگری موجب آزار همه همراهان بیماران بود: حتی یک عدد صندلی برای نشستن و استراحت همراهان بیماران در نظر گرفته نشده بود؛ اما پشت ایستگاه اورژانس، پرستاران و پزشکان، همه صندلی‌های خودشان را داشتند.

۲۰ مرداد ۱۳۹۶

دروغ‌های کوچک

چند روز پیش، استاد عزیزم، جناب آقای دکتر خالوزاده، مطلبی را با من به اشتراک گذاشتند، که مربوط به یک مطالعه میدانی و سنجش میزان صداقت جامعه مورد مطالعه بود. این آزمایش، که توسط پرفسور دَن آریلی (Dan Ariely) و همکارانش از سال ۲۰۰۲ شروع شده است، بخش از یک پروژه بزرگ‌تر به نام «پروژه (بی)صداقتی» است که با همکاری او و خانم یائل ملامید (Yael Melamede) به پیش می‌رود.

۸ مرداد ۱۳۹۶

بازار لیمو و عدم تقارن اطلاعاتی

تصویر این نوشته، چهره پروفسور «جورج آرتور آکرلوف» (George Arthur Akerlof)، اقتصاددان آمریکایی است که در سال ۲۰۰۱ به همراه دو نفر دیگر، برنده جایزه نوبل اقتصاد شد. پروفسور آکرلوف، به دلیل کار روی موضوع عدم تقارن اطلاعاتی و تأثیر آن در کژگزینی، و طرح مسأله بازار لیمو، که به بررسی بازار خرید و فروش خودروهای کار کرده در آمریکا می‌پردازد، موفق به دریافت این جایزه شد.

۵ مرداد ۱۳۹۶

توصیه‌هایی در باب تحصیلات، آموزش، اشتغال و فضای کاری

پیش از این، مطالبی را در خصوص تحصیلات، کارآفرینی، آموزش، اشتغال و فضای کاری، با رویکرد توسعه فردی نوشته بودم، که در همین جا منتشر شده‌اند. اما اخیرا و پس از به راه افتادن «کانال پرسش و پاسخ» در تلگرام، فرصتی پیش آمد تا با دغدغه‌های بیشتری که برای دانشجویان و جوان‌ترها مطرح است، آشنا شوم. در ادامه مطالب مکتوبی که در وبلاگ منتشر شده است، با جمع بندی پادکست‌هایی که در کانال پرسش و پاسخ به اشتراک گذاشته‌ام، مواردی را که فکر کردم در زمینه توسعه و برنامه‌ریزی فردی مناسب‌تر و مفیدتر هستند، در این پست جمع‌بندی کرده‌ام.

۲۵ تیر ۱۳۹۶

کیمیاگری مهم‌ترین کار دنیاست

یکی از اقوام، چند روز پیش، ما را دعوت کرده بودند تا در باغی که اطراف تهران دارند، مهمان‌شان باشیم و به دلیل لطف همیشگی که دارند، اجازه دادند که از گیلا‌س‌های باغ‌شان نیز بچینیم؛ از همین جا مجددا از ایشان تشکر می‌کنم. در مدتی که مشغول چیدن گیلاس‌ها بودم، به منشأ این میوه‌ها و چگونگی پدید آمدن آن‌ها فکر می‌کردم. خیلی جالب است که یک درخت، مواد موجود در خاک را، به همراه آب و نور خورشید دریافت می‌کند و این محصول زیبا و خوشمزه را تحویل می‌دهد. واقعا حیرت انگیز است.