۲۱ دی ۱۳۹۵

اوزوم سنه آی دییرم …

اوزوم سنه آی دییرم …

در این پست قصد دارم متن یکی دیگر از اشعار ترکی‌ام را، که ۱۰ سال پیش سروده بودم، با شما به اشتراک بگذارم. برای دوستانی که مایل به شنیدن متن شعر هستند، کلیپ صوتی نیز در ادامه آمده است. ترجمه فارسی این شعر نیز، در ادامه برای دوستانی که با زبان ترکی آشنا نیستند، قرار داده شده است.

مین بیر دانا دردیم اولا، سن گلن‌ده درمان اولور
سن گیدن‌ده خوش اولسام دا، اورک آچیلمیر، قان اولور
منیم سنه باخیشلاریم، هر تک تکی بهانه‌دی
هیچ اولماسا بو جانسیزا، گوز آلتی باخسان جان اولور
عقل منه دییر دایان، عشق دییر گل دولاناق
عقلیم سنی گر تانیا، او دا سنه حیران اولور
گول اوزووی گورمیه‌لی، هیچ بولمورم کی نیلییَم
اورک‌ده کی سوزلریمی، یازا بولسم دیوان اولور
صبر ایلرم سن گلین‌جه، اگر اولا عمر بویی
آغلامارام اگر دیسم، دوز اولماز کی، یالان اولور
طبیب منه دوا دیسه، دردیمی درمان ایلمز
اما جانیم سن گولن‌ده، هر نه کی وار، جبران اولور
وورولموشام شیرین دیلین، او باخمالی گوزلریوه
بیر گون منی گوزدن آتسان، او گون ایویم ویران اولور
فرق ایلمز هایان‌داسان، سنین یرین قلبیم‌ده دی
سنین ایین هاردان گلسه، منیم قبله‌م او یان اولور
منیم جانیم فدا سنه، گل منی‌ده آپار گیلن
صبا یلین سن اسدیرسن، آغیر جانیم سامان اولور
یاریم منی بوراخمییوپ، گلر منیم سراغیما
اما بیر گون اون‌سوز اولسام، ایچیم دونور، طوفان اولور
هر کیم سنه اولدوز دیسه، اوزوم سنه آی دییرم
کلامی‌نین قوجالمیشی، سنی گورسه، جوان اولور
سیدمصطفی کلامی هریس
۱۳۸۵، سون باهار

دکلمه این شعر با صدای خودم، در ادامه قابل شنیدن است:

 ترجمه فارسی این شعر نیز در ادامه آمده است:

هزار درد هم که داشته باشم، زمانی که تو می‌آیی درمان می‌شود
اما زمانی که تو می‌روی، هر قدر هم که خوش باشم، دلم پرخون می‌شود
همه نگاه های من به تو، بهانه‌هایی هستند تا
با نیم نگاهی این مرده را، زنده کنی
عقل به من می‌گوید که بایست، اما عشق می‌گوید که بیا برویم
اما عقلم اگر تو را بشناسد، او هم حیران تو خواهد شد
آن زمان که روی زیبای تو را نمی‌بینم، واقعا نمی‌دانم که چه کنم
آن قدر حرف در دلم دارم، که اگر بتوانم بنویسم، یک دیوان خواهد شد
تا آمدنت صبر خواهم کرد، حتی اگر یک عمر باشد
اما اگر بگویم که گریه نخواهم کرد، دروغ گفته‌ام
نسخه طبیب، درد مرا دوا نخواهد کرد
اما زمانی که تو می‌خندی، هر چه که باشد، جبران می‌شود
عاشق شیرین زبانی و چشمان زیبایت شده‌ام
اگر روزی از چشمت بیافتم، آن روز خانه خراب خواهم شد
فرقی ندارد که کجا باشی، جای تو در قلب من است
بوی تو از هر کجا که بیاید، آن سمت قبله من خواهد بود
جان من به فدایت، بیا و مرا هم با خود ببر
باد صبا را اگر تو بوَزانی، این جسم سنگین من، کاهی سبک خواهد شد
یار من، مرا رها نکرده است، حتما سراغ من خواهد آمد
اگر روزی بدون او باشم، طوفانی در درونم به پا می‌شود
هر کس به تو ستاره بگوید، خودم تو را ماه صدا می‌کنم
کلامی هر قدر هم که پیر باشد، تو را که ببیند، جوان می‌شود
سیدمصطفی کلامی هریس
پاییز ۱۳۸۵
اشتراک‌گذاری این مطلب:
  • facebook
  • twitter
  • gplus

با من در شبکه‌های اجتماعی همراه باشید:

دیدگاه‌ها

  1. وحید
    ۲۱ دی ۱۳۹۵

    سلام دکتر کلامی عزیز، چوخ گوزل اوخیبسیز سوزلری آرامبخش دیر یاشا

  2. ف
    ۲۲ دی ۱۳۹۵

    با سلام
    واقعا لذت بخش بود.
    اصلا فکر نمیکردم کسی که اینهمه مباحث علمی تدریس میکنه، روح به این لطیفی داشته باشه.
    موفق باشید

دیدگاه خود را بیان کنید

دیدگاه‌ها